السيد الخميني
295
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
شماست ، اشتباه شده است ، خطا شده ، يك اشتباهى شده ، شما چه بكنيد ؛ مبادا يكوقتى يك تشنجى بشود ، مبادا يكوقتى جور ديگر پيش بيايد ، يكوقت چه بشود ، چه بشود ، ما مىخواهيم كه چه باشد ؛ ما تابعيم . از اين مطالبى كه هميشه گفته مىشود . ما هم گفتيم كه خوب حالا خود روزنامهء اطلاعات كه مىگويد من بىتقصيرم و شماها اين كار را كردهايد ، شما هم كه آمديد مىگوييد ديگر ، بايد او ملتزم بشود و شما هم قول بدهيد به اينكه تكرار نشود اين مطالب . اگر تكرار بشود مواجههء با يك مطلب بدترى خواهد شد . نكنيد . اين قدر هى كهنهپرست را به رخ ما نكشيد تا ما هم مجبور بشويم كه مطلب را همچو بازش كنيم از هم ، تا ببينيم كه آيا اين علماى عظامِ اسلام كهنهپرست هستند يا شماها ؟ آنها مىگفتند اين قدر تحميل بر ملت نكنيد . گرسنگى و توسرى در « مملكت مترقى » اين بيچارههاى گدا ، اين « مملكت مترقى » ، كه امسال زمستانش دل ما را خون كرد ؛ آن اصفهانش ، آن همدانش ، آن تهرانش ، آن قمش ، آن جاهاى ديگرش . اين سرماى كشنده ، هيچ فكرى كرديد براى اين بيچارهها ؟ به من اطلاع دادهاند كه در همدان بيش از دو هزار نفر مردهاند امسال ؛ در سرماى چهل و سه درجه و دو درجه ؛ شما هيچ فكرى براى اينها كردهايد ؟ اى « مملكت مترقى » ! اى آقايانى كه مملكتتان « ترقى » كرده ! ما مىخواهيم واقعاً مترقى باشد . يك فكرى براى اين بيچارهها بكنيد ، هم گرسنگى بخورند هم توسرى ؟ هم پابرهنه راه بروند و هم شما شلاق تو سرشان بزنيد ؟ خوب ما مىگوييم نكنيد اين طور . اين ارتجاع است كه ما مىگوييم كه اين قدر فشار به مردم نياوريد ؟ اين قدر كتك نزنيد ؟ اين قدر فحش ندهيد ؟ اينها ارتجاع است ؟ شما كه عمال استبداد هستيد و داريد با زور و سرنيزه و قلدرى و هر جور دلتان مىخواهد با اين ملت بيچاره عمل مىكنيد ، تمام قوانين را زير پاى خودتان گذاشتهايد ، تمام احكام اسلام را به آنها بىاعتنايى مىكنيد ، شما مترقى هستيد ، ما كه مىگوييم به احكام اسلام عمل كنيد ، به قانون اساسى عمل بكنيد ، ما مرتجعيم ؟